ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

197

تاريخ گيلان ( فارسى )

كه مذكور شد ، بنابر حكمت عملى و مصلحت مملكت‌دارى ، مير مراد و اقوام را با طبقهء چپك و اژدر خونى كردند . الحاصل ، حكم به اسم بهزاد بيك - وزير گيلانات - صادر گشت كه جماعت چپك و اژدر را با اهل و عيال و اطفال و متعلقان جلا فرموده ، قرىبه‌قرى « 1 » به سيل‌آخور « 2 » بفرستند . و اراضى اعيان ايشان را بهزاد بيك وزير خريدارى نموده و قيمت واقعى از مال ديوان ديونشان ، به ايشان داده و سند به خط و مهر شيخ الاسلام و قاضى لاهجان درست نموده ، به ديوان آورد كه مستوفيان خاصه ، به خرج وزير ، اعتبار نمايند . و بهزاد بيك ، به اتفاق ملازمان و منصوبان و بعضى از اعيان گيلان ، به قصبهء لشته‌نشا رفته و به مضمون رقم و حكم عمل نموده ، شرف الدين بيك و اسفنديار بيك و چند نفر ديگر از رؤساى چپك و اژدر را طلبيده ، اظهار نمود كه مىخواهم متصرفات و متملكات چپك و اژدر را بازديد نموده ، جزوى بر وجوهات ديوانى ايشان اضافه كنم . ايشان قبول قول بهزاد بيك نموده ، اسامى چپك و اژدر را نوشته ، به بهزاد بيك دادند . بهزاد بيك به احضار ايشان كسان فرستاده و تمامى اين طبقه را به لطائف الحيل ، اندرون حصار ساقى مزار دستگير نموده و همه را كنده و دو شاخه كرده ، مضبوط نگاه داشتند . و بعد از آن مير مراد و اقوام او را طلبيده ، املاك و اراضى اعيان ايشان را در حضور شيخ الاسلام و قاضى و ارباب و اعيان به جهت ديوان ابتياع نموده ، صغير و كبير و ذكور و اناث ايشان را مصحوب اخى آقاى ملازم بهزاد بيك ، از لشته‌نشا كه موطن سيصدساله ايشان بود ، اخراج فرمودند ،

--> ( 1 ) - يعنى قريه به قريه و ده به ده . ( 2 ) - معمولا سيلاخور مىنويسند .